خرید بک لینک
دو شب است پشت سر هم خواب کلمه می بینم. کسی قرار است زنش را بکشد. هر بار به دلیلی. هر بار به نحوی. هر بار با کلمات جداگانه ای.بیدار میشوم. همه را از برم. فکر می کنم بنویسمشان. می بینم منطق خواب با داست

برچسب: نویسنده: روژان کوشکی تاريخ: دوشنبه 3 تير 1398 ساعت: 16:18

آلا وقتی کوچولو بود. یعنی از حالاش هم کوچولوتر یه بار سرما خورد. مامانش بهش قرص جوشان داد بخوره و اون نمیخورد. مامانش ازش پرسید چرا نمیخوری؟ گفت آخه حالتش گاز داره.تو تاریکی راه میرم و به آدمایی فک

برچسب: نویسنده: روژان کوشکی تاريخ: دوشنبه 3 تير 1398 ساعت: 16:18

امروز نرفتم پیاده روی. در عوضش رفتم توی وان آب دراز کشیدم. آب سرد که کمی بعدش با دمای بدنم یکی شد. راضیه دیشب گفت رازها به مرور زمان کهنه می شوند. شبش من خواب دیدم و در خواب همه چیز تازه بود. طراوت و

برچسب: نویسنده: روژان کوشکی تاريخ: دوشنبه 3 تير 1398 ساعت: 16:18

صفحه بندی